سلام ، به سایت حسینیه المهدی(عجل الله) موقوفه مرحوم حاج سید مهدی صمدانی خوش آمدید.

کتیبه یا ابا عبدالله

شهید سید رضا صمدانیشهید سیدرضا صمدانی

کتیبه یا ابا عبدالله

بسم رب الشهداء والصدیقین

زندگینامه شهید سیدرضا سیدعلیزاده (صمدانی)

سیدرضا در سال1345 در شهرستان زرند به دنیا آمد. 

به دنیا آمدن وی با الهامات الهی به همراه بود بطوری که در زمان تولد ایشان یکی ازهمسایه ها درخواب سیدبزرگواری را ملاقات میکند که می فرمایند فاطمه (مادرشهید)صاحب فرزند پسری شده است نامش را سیدرضابگذارید.

چون حاج آقا پدر شهید علاقه زیادی  به آقا امیرالمومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام داشتتند نامش را سید علیرضا گذاشتند به همین خاطر نوزاد بیمار شد بطوری که هیچ دوا ودرمانی اثر نداشت و این بیماری ماهها طول کشید باز در خواب به مادر شهیــدالهام شد که نامش را سید رضا نگذاشتید ما آن را به نزد خود خواهیم برد که بابای  بزرگوارش (حاج سید مهدی) کودک را سیدرضا نامید وبیماری از وجودش رخت بر بست.

شهید رشد عجیبی داشت واخلاقی نیکو وصبر و حوصله بالا ؛طوری همه مردم وهمه همسایه ها دوستش داشتند. 

از کودکی با نماز ودعا عشق وانس عمیقی داشت وخداشناس واقعی بود .سیدرضا مقطع دبستان را با موفقیت به پایان رسانید.نوجوانی فعال و با جدیت ،در کارهای مغازه هم دوش پدر ودر خانه هم یار مادر بود.در مسجد مقدس صاحب الزمان محله زندگیشان با برپا کردن دعا،نمازو عزاداری فعالیت مذهبی داشت . 

زمانی که دوران راهنمایی را سپری مینمود مصادف با انقلاب اسلامی شد که وی در راهپیما ییهاو تظاهراتهای مردمی شرکت می جست و همراه وهمدوش پدر بزرگوارش با شعار دادن مردم را رهبری و هدایت مینمود. با پیروزی انقلاب اسلامی در مسجد محله کتابخانه ای را دایر کرد که بعد از به شهادت رسیدن دکتر باهنر نام آن شهید را برروی کتابخانه گذاشت. در سال   61 به جبهه های حق علیه باطل شتافت و در آنجا مسئولیت تبلیغات را بر عهده داشت . 

برپا کننده ادعیه معروف :کمیل ،ندبه ،توسل ،زیارت عاشوراو نماز جماعت بود. استعداد عجیب و خدادادی در تخریب  انواع مین داشت بطوری که اولین خنثی کننده مین ضد تانک و نفر شناخته شد واز طرف منافقین افعی مار زخمی و از طرف حزب بعث مین خوار نامیده شد. ستون پنجم (منافقین کوردل)چندین مرتبه قصد ترور کردن وبه شهادت رساندنش را داشتند.سید رضا بعد از شرکت کردن در چندین عملیات ،عاقبت در سال 1362در عملیات والفجر سه در منطقه مهران ،حین  پاک سازی منطقه مین گذاری و جمع نمودن سیم های خاردارتوسط سیمینوفر دشمن هدف گلوله قرار گرفت ودرسن 17 سالگی شربت شهادت راسر کشید . چون دشمن دست به حمله گسترده  زده بود بدن شهید در میدان جنگ باقی ماند .با اینکه چندین مرتبه رزمندگان اسلام  دست به پاتک وعملیات شبانه زدندکه جسد شهید را به عقب بیاورند موفقیت آمیز نبود . سه سال بعد در عملیات  کربلای یک ، بعد از آزاد سازی منطقه مهران توسط امداد غیبی بدن شهید پیدا شد . دوستان شهید روایت میکنند بچه های گردان که در حال استراحت بودند مشاهده کردند پرنده ای سبز رنگ وزیبا  برروی تپه ای نوک می کوبد روز اول مقداری غذا برایش گذاشتند توجهی نکرد و روز بعد مقداری آب، باز محلی نگذاشت در روز سوم که آب وغذا نهادند باز با اعتنایی کبوتر روبرو شدند. به دستور فرمانده گردان آن قسمت را شکافتند جسد سیدرضا صحیح وسالم به همراه چهارده جسد دیگرکه همه اسکلت بودند به دست آمد .قابل ذکر است که همزمان با به شهادت رسیدن سید رضا مادر شهید توسط پرنده ای سبز رنگ و پدر بزرگوارشان در خواب از شهادت ایشان با خبر شدند