سلام ، به سایت حسینیه المهدی(عجل الله) زرند موقوفه مرحوم حاج سید مهدی صمدانی خوش آمدید.

کتیبه یا ابا عبدالله

شهید سید رضا صمدانی

شهید سیدرضا صمدانی

کتیبه یا ابا عبدالله

بیمارستان دور سرم میچرخید

عیال و بچه ها دور تختم با دل نگرانی شدید دست به دعا برداشته بودند لحظه سختی بود ودردناک

یک مرتبه دیدم سبک شدم دارم میرم بالا

پرستاران ودکتر با عجله مراحل احیاء مرا انجام میدادند

بچه هام گریان دست به برداشتند

دکتر قطع امید کرد و دستور داد دستگاه ها را از من جدا کنند

خانمم با التماس درخواست کرد حداقل 10دقیقه دیگر دستگاه ها باشند

دکتر برای تسلی دل خانواده ام اجازه داد

من که سبکبال شده بودم نرم نرم می رفتم بالا

دوتا مامور دو طرفم بودند . فرشته ها درحال رفت و آمد بودند . فضا نورانی و زیبا بود

از همه دردها خالص شده بودم احساس شعف میکردم

آسمان ششم دیدم یک سید جوان جلوی ما را گرفت وگفت ایشان باید برگردد هنوز کارش روی زمین تمام ننشده

گفتم نمیشود بمونم

گفت نه من ضمانتت کردم پرسیدم شما را نمیشناسم

گفت من سیدرضا صمدانی پسر حاج سید مهدی ام